تبليغاتX
فاني
پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385

 

 

تو در کنارم بودی

تمام من گسسته در تو

در کنج قفسی مثل آغوشت

حجمی اسیر

در تقلای بیهوده هستی

من اما تنها بودم 

تنهاتر از آن بوسه گنگ

وآن نگاه تهی

که در چشمان تو جاری بود

در میان تمام این فاصله ها

من مانده بودم و یک رابطه

یک اتصال

که از ریشه قطع بود

...

نخند

من به سوگ عشقی که هرگز نبود

گریه نخواهم کرد

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 22:27  به قلم فانی ماندنی  | 

جمعه بیستم بهمن 1385

 

 

زالوهای سیاه و زشت!

چه حریصید برای خون من

بمکید مرا تا آخرین قطره ام

که تا بر این خون کثیف زنده ام

پست تر از خودم و من هستم

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 18:12  به قلم فانی ماندنی  | 

دوشنبه شانزدهم بهمن 1385

 

ایستاده ام

روی احساسم

قلبی ندارم برای نفس کشیدن

سینه ام تاریک و توخالیست

درد من سیال در ذهنم

روح من جایی به زنجیر

من درون خود به دیواری اسیرم

.

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 0:6  به قلم فانی ماندنی  | 

شنبه چهاردهم بهمن 1385

 

آن بی رحم عاصی من بودم که تو را وحشیانه آزردم

حالا تو رفتی

من خودم خواستم

چه دردیست که تو را میخواهم و نمیخواهم ؟

تنهایم گذار ... برو

بدم که لیاقت خوبی ندارم

...

من فقط برای گرگها آواز میخوانم

...

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 3:48  به قلم فانی ماندنی  | 

سه شنبه سوم بهمن 1385

 

 

تو راهیم !!! که فردا خواهی رفت

تمام روزهای بارانی را در کاسه خواهم ریخت

پشت سرت جاری خواهم کرد

شاید که برگردی

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 2:54  به قلم فانی ماندنی  | 

Copyright © All Rights Reserved for http://fani-mondani.blogfa.com