تبليغاتX
فاني
یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386

 

امشب می خواهم تو را بپرستم

بیا بخوابم

به خدا بگو اینجا نباشد

مثل آنشب که بنده ات بودم

مثل آنشب که در بهشت سوزانت

خدائیت را مغلوب خود کردم

من بودم ـ

تو بودی ـ

و ابلیسی که از تو نو میشد ـ

 و صحرایی که داغ بود مثل پیراهنت

تو بر هوسهای من نظاره گر بودی

و بر گناه من اجر مینوشتی

و زمین میسوخت زیر داغی شنها

و شنها گر گرفته از پیکرهامان

و من انگار تب کرده بودم

و من انگار زیباترین ستاره آسمان بودم

تو که نگاهم میکردی

آن نگاه قرمز مست

من از ستاره ها هم زیباتر میشدم

بیا بخوابم

که وجود من صحراست

و از سقف پر ستاره ام

شنهای داغ بر تنم میریزد

!چه خواب سوزانی

 

 

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 21:5  به قلم فانی ماندنی  | 

جمعه سوم فروردین 1386

 

 

تنم زخمی هوسهای توست

مرا تا به کی تازیانه خواهی زد؟

شهوتت را کنار بگذار

لحظه ای مرا در آینه بین

نگاهی فراتر از پوست من

درکی فراتر از زیبایی تمام منحنی های پیکرم

 

مرا دوست بدار

برای آنچه که در درونم است

و آنچه که در من جاریست

 

!زندانبان شهوتران من

در بطن من خاطره ای در نطفه است

همبستر روح من باش

... تا ابد

و مرا آبستن دوست داشتن کن

که اسیر هرگز عاشق نمیشود

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 16:49  به قلم فانی ماندنی  | 

Copyright © All Rights Reserved for http://fani-mondani.blogfa.com