من زنم
خالی شده از زنانگیهایم
زیباییم جرم نامحدود
افسونگریم غریزه ای مدفون
عصیانگریهایم به زیر پا رفته
نه یادی از عطر گیسوانم
نه عطشی به سرخی لبانم
من از یاد رفته ای
زنی
در سایه ی مردم
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 23:18  به قلم فانی ماندنی
|
روزهایم هوهویِ باد
گیج کنان و وهم انگیز
در بغلم میپیچد
لای موهایم
تکانم میدهد
غم انگیز و نا فرجام
من به خاطره ها آمیخته ام
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 23:12  به قلم فانی ماندنی
|
بهار را به خود بسته ام
زانو میزنم
به پای هر چه آرزو که رفت از دست
و هر چه روزهای خوش نیامده که دل به آمدنشان بسته بودم
چه کسی مرا در خود ویرانه میگذارد و میرود؟
...
لای انگشتانش صدای گنجشک بدالحانیست
که آوازش نخوانده ماند
من صدای آواز نتراشیده ام را از تو میخواهم
صدای آمرانه ی یک زن
که من بودم ...
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 22:56  به قلم فانی ماندنی
|
