تبليغاتX
فاني

دوشنبه سی ام شهریور 1388

دوستم بدار

امروز روز میلادم است

برایم هدیه ای از دوست داشتن بیار

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 12:34  به قلم فانی ماندنی  | 

دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388

روزی آمدی و روی شانه ام نشستی

 از خورشید طلایی مزرعه گفتی

که هر روز پشت سرم غروب میکرد

و از سرزمینهایی که در آسمانشان پرواز کرده بودی

از گندم زارهایی که مترسکانی زشت تر از من داشتند

و کلاغهای مهربانی که به شانه هاشان نشسته بودند

تو از من گفتی که زیباترین مترسک مزرعه ام

و موهایی وحشی تر از خار بیابان دارم

تلخ خندم را ترسیم معجوج خنده ی گدایان کردی

و امیدم را شکسته تر از دلهای بی نوایان خواندی

تو به من غصه بخشیدی و تمام غمهای عالم

و من به تو طلایی ترین مزرعه ی دنیا را

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 0:59  به قلم فانی ماندنی  | 

دوشنبه شانزدهم شهریور 1388

تو آنکـــــس نبودی که من خــواستم   

تو را بــــا خیــــال خـــود آراســــتم

خیالی که شــــــعر مرا رنگ داد

به هر واژه شــــــــوم آهنـگ داد

ترا بستـــــری دادم از یاسها     

نشــاندم به دندانـــت الماسها

ترا همــــره شاهــباز خیـــال      

ندانسته بردم به عرش جمال

تو کی بودی آن سان که من گفته ام؟

منم آنکـــــه خس را ســــمن گفته ام

کجا رقص تو رقص پروانه هاست؟

کجا چشم تو جــــام میــخانه هاست؟

کجا مرمــــرین ساقه؟؟ سیمین تنی؟

تو فــــــرزند انــــدیشــــه های منی

به دندان تـــــو برق المـــاس نیست

به موهایت عطر گــــل یاس نیست

اگــــر روی تو حسن گلـشن گرفت

ز اندیـــــشه من طـــــراوت گرفت

منم آنـــــکه اندیــــــشه را باخــــتم

چو گــــــــوهر بپای تــــو انداخـتم

من از یک عروسک بتــی ساختم

قمــاری عجب بود و مــن باخـــتم!!!

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 0:44  به قلم فانی ماندنی  | 

دوشنبه نهم شهریور 1388

بیا برویم

خودت را جمع کن

خرده هایت همه جا پخش است

نگاه کن آنجا

زیر پایش

تکه ی شکسته ای از تو جامانده

جمع کن زود

اینجا جای ما نیست

بیا برویم

روی پاهایت بایست

زخمهایت خوب میشوند قول میدهم

دستهای او تیشه میزنند مرحم ندارند

بیا برویم خواهش میکنم ... بیا برویم

همین امروز باید از اینجا رفت

اینجا خیلی وقت است جای ما نبوده

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 0:41  به قلم فانی ماندنی  | 

یکشنبه هشتم شهریور 1388

میشود برای همیشه تنها ماند

یا به در خانه ای متروک دخیل بست

میشود سیاه ماند و افسرده مرد

و در گذشته های رفته قاب شد

میشود پوسید

مثل نگاه های تو که به چشمان من نرسیده در هوا پخش میشد

میشود من و تو ماند

تا ابد برای همیشه تنها

ولی هیچ فکر کرده ای که گاهی برای تنوع

میشود ما شد

میشود تنها نبود

هیچ فکر کرده ای؟

...

فقط گاهی برای تنوع

دوستم داشته باش

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 23:27  به قلم فانی ماندنی  | 

Copyright © All Rights Reserved for http://fani-mondani.blogfa.com